ملیت: کانادا

شناخته شده برای: هنر مفهومی، صحنه پردازی و بازنمایی

تاثیریافته از: والتر بنیامین

آثار برجسته: اتاق منهدم شده (1978)

تصویری برای زنان (1979)

ناگهان باد (1993)

نزدیک شدن (2014)

محدوده اراضی (2015)

شنونده (2015)

جف وال نقاش و عکاس معاصر اهل کاناداست. وی در زندگی هنری اش پیرو تفکرات والتر بنیامین، فیلسوف آلمانی یهودی بود که و این نگاه عمیق و منش متکی بر نسبت های فلسفی او در آثارش کاملا مشهود است. آنچه در اندیشه والتر بنیامین به عنوان یکی از پیروان نسل اول مکتب فرانکفورت، نشان دهنده سخت گیری و نکته سنجی اوست تا به گذشته ساکت و خاموش اجازه دهد که با تمام پیچیدگی های حل نشدنیش با صدای خودش سخن بگوید، وقتی به عکاسی تعمیم می یابد، به تلاشی فزاینده برای تخریب گذشته (درست همان موقع که قصد دارد، آن را حفظ کند) و جعل یک واقعیت موازی و جدید ختم می شود، واقعیتی که با تاکید بر بی حاصلی تراژیک یا کمیک زمان گذشته، گذشته را به چیزی حاضر و بی واسطه بدل می سازد. این نظریه در آثار جف وال، علی الخصوص در اتاق منهدم شده و ناگهان باد کاملا مشهود است.

عکس های جف وال دنیای هنر، بخصوص عکاسی را مجذوب خود کرده است. او در کنار عکاسانی چون، سیندی شرمن و اندریاس گرسکی به یکی از پیشگامان عکاسی مفهومی تبدیل شده است؛ حرکتی که ضمن تصدیق عملکرد اصلی عکاسی، اولیت دادن محتوای معنوی عکس ها بر زیبایی شناسی است. در واقع وال به عنوان یک عکاس شبه مستند شناخته شده است که وقایع واقعی و تخیلی را به طور مفصل تصویر می کند.

وال که تاریخ هنر می داند و به صورت آکادمیک در این رشته تحصیل کرده است،کاری را انجام می دهد که از پارادایم های نقاشی و فیلمبرداری وام گرفته شده است: این محیط با دقت خلق شده که از آن روایات مختلفی بیان شده است. اشکال در عکس های وی طوری قرار گرفته است که بتواند به طور موثر با یکدیگر و بیننده ارتباط برقرار کند. حتی مقیاس عکس های وی یادآور نقاشی های تاریخی است. او بر دیده شدن عکس هایش در این مقیاس تاکید دارد: “من برای اهداف خودم فکر کردم که .. عکاسی لازم است در مقیاس بدن انسان، مقیاس دید طبیعی، مقیاسی که توسط آن نقاشی تسلط یافته است، قابل مشاهده باشد.”

وی کار خود را دارای سرشتی سینمایی می داند، یعنی خلق مجدد لحظات روزمره، که او شاهدشان بوده، اما آن ها را در همان لحظه عکاسی نکرده است. او معقتد است، عکاسی نکردن در آن لحظه به او این آزادی را می دهد که آنچه را دیده، مجددا بیافریند و دوباره به آن شکل دهد. در حقیقت او برای کارگردانی آثارش، ماه ها وقت می گذارد.

آثار وال به دقت صحنه پردازی شده اند و دارای نقاط عطف بسیاری هستند. نحوه نمایش آثار وی در قالب لایت باکس، اشاره به سینما و نشانه های تجاری فرهنگ مصرف گرایی دارد.

جف وال، اتاق مهندم شده، 1978.

 

بیشتر آثار جف وال، بازسازی وقایع اطرافش هستند. در تصویر اتاق منهدم شده یک تشک خواب در مرکز، کفش های زنانه، لباس ها و سایر لوازم پراکنده شده است. حتی یک تکه از دیوار خراب شده و تیرچه های چوبی در دیوار سمت چپ، نیز به نمایش درآمده است. این نشان از این دارد که عکس، در یک استودیو گرفته شده است. این عکس علاوه بر این که به لایه لایه بودن کل کار اشاره دارد، نقاشی های قرن نوزدهم را به ما یادآوری می کند.

اتاق منهدم شده اولین عکس از جف وال است که در لایت باکس نمایش داده می شود و این تصویر الهامی از نقاشی دلاکروا در سال 1827 است. این نقاشی که با عنوان “مرگ ساراداناپالوس” در معرض نمایش دائمی، در موزه لوور پاریس قرار دارد، آخرین پادشاه آشوری را در بستر مرگ به نمایش می کشد. پادشاهی که در حال دستور برای تخریب اموال و کشتن کنیزانش جهت تحریک ارتش های مهاجم است. نقاش انتقاد خود را ازبورژواری فرانسه در دوره پس از ناپلئون، از طریق به تصویر کشیدن داستان تمثیلی مرگ سارداناپالوس، آخرین پادشاه آشور بیان می کند.

 

دلاکروا، مرگ ساراداناپالوس، 1827

اما سوال اینجاست، چگونه نقاشی دلاکروا و عکس اتاق منهدم شده به هم وصل می شوند؟

عناصر زیادی که در نقاشی دلاکروا وجود دارد، در اثر وال از اتاق خارج نشده است. در اتاق ویران شده هیچ برهنگی و تمایل جنسی وجود ندارد؛ در حقیقت هیچ انسانی وجود ندارد اما وال تصویری از صحنه جنایتی را ایجاد کرده است که پس از یک واقعه خشونت آمیز، تخریب را نمایش می دهد. فقط اثری از آن باقی مانده است: دیوارهای قرمز خراب است. تشک پاره شده و اشیاء پراکنده است. تنها چیزی که در اتاق دست نخورده باقی مانده است یک مجسمه رقص چینی کوچک است. او به مانند یک کبوتر در حال پرواز، در یک صحنه جنگی، نمای کلی مناظر را می بیند. جف وال بیشتر، همان ترکیبی که دلاکروا را تکرار می کند. در هر دو کادر یک خط مورب را که از بالا سمت چپ به پایین سمت راست آمده است را می توان مشاهده نمود که تعادل و ریتم ایجاد می کند. همانند دلاکروا، وال نیز یک پالت رنگ قرمز برجسته انتخاب کرده است که نشان دهنده شور و شوق و حمایت از هرج مرج موجود در صحنه است.

جف وال اغلب بر اهمیت استودیو در کار خود، به تاکید می کند اما تکیه بر استودیو و نمایش عمدی آن، تنها در دو عکس اولیه او یعنی اتاق منهدم شده و تصویری برای زنان، به معنای واقعی کلمه وجود دارد.

جف وال، تصویری برای زنان، 1979.

 

دیدن اتاق منهدم شده، در لایت باکس و کتاب عادلانه نیست، چون مانند بسیاری از آثار وال اتاق منهدم شده تصویر کوچکی نیست. ابعاد بزرگ و ارائه آن در یک لایت باکس، حس گرایش جسمی بیننده را تحت تاثیر قرار می دهد و او را مجبور می کند که بیشتر درگیر اثر شود. اما نگاه کردن به تصویر، آنچه را که ممکن است در اتاق اتفاق افتاده باشد، آشکار نمی کند و فقط به عنوان بیننده می توان توالی وقایع را حدس زد.

به دلیل جذابیت تصویری که هوکوسائی(نقاش و چوب تراش ژاپنی) روی یک لوح چوبی ایجاد کرده است، جف وال تصمیم به بازسازی آن وقایع موجود در تصویر کرد. این بازسازی به گونه ای به گونه ای بود که وال توانست روایت های فرضی وابسته به زمان ها، مکان ها و افراد خاص را به چالش بکشد.

عکس، منظره ای مسطح و باز را به نمایش می گذارد که ناگهان باد، وضعیت چهار نفر موجود در تصویر را دگرگون می کند. افراد برای نگه داشتن کلاه و کاغذهای همراه خود تلاش می کنند.

اما این عکس چگونه گرفته شده است؟

هنرمند کانادایی، صحنه هوکوسائی را به منظره اطراف ونکوور گره ز

ده است. برای ساختن این عکس بیش از پنجاه فریم عکس گرفته شده است. سپس این عکس ها اسکن و پردازش دیجیتالی شده اند، تا وال بتواند به ترکیب دلخواه خود برسد. وال این پروسه را به فیلمبرداری و نه کاملا عکاسی تشبیه کرده است.

هوکوسائی، 1832

نمایش عکس ناگهان باد از جف وال در لایت باکس.

 

نزدیک شدن، زنی کوتاه و ظاهرا بی خانمان را به تصویر می کشد که به تنهایی در یک پیاده رو تاریک ایستاده است. او در یک پتو پیچیده شده است و به سرپناه مقوایی، که جهت استراحت و خوابیدن بی خانمان دیگری ساخته شده است، نگاه می کند. گویی در حال بازدید از گور است. امروز، بیشتر تصاویر وال شبیه رپورتاژ هستند و به همین ترتیب این مجادله پیش می آید که او یک عکاس واقعی نیست. وال درباره این تصویر می گوید که: “ساختن آن یک ماه طول کشید.” در واقع این عکس خیابانی نیست و یک  صحنه پردازی خوب و دقیق است که اگر مخاطب از پشت پرده آن بی خبر باشد و نگاه و روش وال را نشناسد، قطعا برداشت دیگری می کند.

جف وال، نزدیک شدن، 2014.

 

شنونده مرد بدون پیراهنی را نشان می دهد که برای رهبر گروهی که او را در شرایط نامناسب و زیر آفتاب دوره کردند، توضیحاتی به زبان می آورد. وال در مورد این عکس می گوید: “این نوع سناریویی است که دیرهنگام در رسانه ها می خوانید. کسی که توسط یک گروه اسیر شده و به زمین می افتد. خوب نمی شود.” آثار وال، با حوصله و صدای آرام با مخاطب حرف می زند، صدایی که هر چند مبهم و نامفهوم است، اما مخاطب را از خود دور نمی کند.

جف وال، شنونده، 2015.

جف وال، داوطلب، 1996.

جف وال، روگذر، 2001.

جف وال، سوخت کشیدن، 2008.

جف وال، بوکس، 2011.

جف وال، مادر مروارید، 2016.