Andreas Gresky_thumb

ملیت: آلمان

شناخته شده برای: عکاسی منظر و معماری

مکتب: دوسلدورف

آثار برجسته: رودخانه راین (1999)

99 سنت (1999)

کتابخانه (1999)

ساختمان تجارت شیکاگو (1999) (2009)

مجموعه اقیانوس

آندریاس گرسکی عکاسی آلمانی است که به عکاسی معماری و منظر در ابعاد بزرگ، مشهور است و اغلب از زاویه دید بالا استفاده می کند.گرسکی در سال 1955، در آلمان شرقی متولد شد و پس از آن به آلمان غربی مهاجرت کرد. او به مطالعه ارتباطات تصویری پرداخت و در بین سال های 1981 تا 1987 در آکادمی دوسلدورف حضور یافت.

تا قبل از دهه 1990، گرسکی تصاویر دیجیتالی خود را دستکاری نمی کرد. در سال های بعد  گرسکی به رایانه برای ویرایش و تقویت تصاویرش اعتماد کرده و هنری از فضاهای بزرگتر از سوژه هایی که در آن عکس گرفته شده است، ایجاد کرد. گرسکی را می توان یکی از دو استاد مکتب دوسلدورف دانست. گرسکی در عکاسی در مقیاس بزرگتر، رویکردی روشمند دارد.

در سال 2001، کالوین تامکینز (نویسنده و منتقد هنری) تجربه رویارویی با یکی از کارهای بزرگ گرسکی را اینگونه توصیف کرد:

“اولین باری که عکس های آندریاس گرسکی را دیدم، حسی از هم گسیختگی داشتم که اتفاق می افتد و فکر کنم این برای من اتفاق افتاد. چاپ های رنگی عظیم و پانورامای گرسکی، هاله ای با شکوه و قدرتمند از نقاشی های قرن نوزدهم، ارائه می دهد، بدون آن که هیچ یک از جزئیات از دست برود. به عنوان عکس، موضوع آن ها دنیای معاصر بود که به طرز پریشان و از دور دیده می شد.”

نقطه دید و چشم انداز (زاویه دید) در بسیاری از عکس های گرسکی از نقاط بالاتر ترسیم شده است. این موقعیت بیننده را قادر می سازد با صحنه هایی رو به رو شود، شامل مرکز و حاشیه، که معمولا فراتر از دسترس هستند. این چشم اندازه گسترده با جهانی سازی مرتبط است. از نظر بصری، گرسکی به عکاسی از فضاهای بزرگ، ناشناس و ساخته شده می پردازد.

در سال 2001، موزه هنرهای مدرن نیویورک، کار این هنرمند را اینگونه توصیف کرد:

“یک هنر پیشرفته از مشاهدات ناشناخته است. این به لطف ماهرانه بودن داستان های گرسکی است که ما جهان او را به عنوان جهان خودمان می شناسیم.”

مکان های وسیع و گسترده از نظر هنرمند از جمله بورس کالا، استیج کنسرت، فروشگاه های بزرگ، مناظر گسترده، مسیرهای سواری که مورد توجه او قرار گرفته است، با روابط انسانی منظمی درگیر است.

افراد با بررسی کارهای گرسکی، ترغیب می شوند، نظرات و پاسخ های خود را تدوین کنند همچنین او به خوبی می داند که چگونه از لایه ها، خطوط، هندسه، رنگ و اشکال مختلف استفاده کند، تا موفقیت موضوعات عکاسی خود را در ارائه پیام خود، رقم بزند.

عکس های گرسکی، گفت و گویی را بین نقاشی و بازنمایی ایجاد می کند. عکس های او به دلیل اینکه از گرفتن یک قطعه از مستندات تصویری فراتر می روند، حرکتی وام گرفته از اکسپرسیونیسم انتزاعی و مینیمالیسم محسوب می شود. اگر چه گرسکی با کار خود از تفسیر اجتماعی یا سیاسی خودداری می کند، اما علاقه مندی عمده ای به جهان گرایی، مصرف گرایی و پرداختن به آن ها دارد، زیرا این امر را مربوط به انسان مدرن میداند.

عکس 99 سنت، در سال 1999، در یک فروشگاه واقع در لس آنجلس گرفته شده است و فضای داخلی آن را به عنوان یک ترکیب افقی کشیده از قفسه های موازی، که ستونهای سفید عمودی آن ها را قطع کرده اند، نشان می دهد. در این قفسه ها، بسته ها به صورت مرتب پیده شده اند؛ بسته هایی که رنگی هستند و انعکاس آن ها روی سقف شفاف و براق پیداست. در این عکس افرادی را می بینیم که سرگرم این بسته ها هستند و احتمالا متوجه حضور عکاس و دوربین نشده اند.

آندریاس گرسکی، 99 سنت، 1999آندریاس گرسکی، 99 سنت، 1999

عکس رودخانه راین، بخشی از رودخانه راین در خارج از شهر دوسلدورف را نشان می دهد که در واقع یک ترکیب انتزاعی از نوارهای افقی رنگی با عرض های متفاوت است.گرسکی در این عکس، گفتگوی منظمی بین نقاشی و نمایش را نشان می دهد. در این تصویر توانایی او در ایجاد سادگی توام با انتزاعی عمیق کاملا مشهود است. نوارهای صاف از آب رودخانه و زمین، به صورت افقی یادآور نقاشی های بارنت نیومن است.

 

بارنت نیومن، 1951-1950بارنت نیومن، 1951-1950

این احساس از انتزاع به اندیشه ای تعالی و زیبایی طبیعت که در دوره رمانتیسیسم قرن 18 و 19 نیز مورد کاوش قرار گرفته بود،لمس می  شود. در عکس رودخانه راین گرسکی علاقه ای به منظره ای غیرمعمول و احتمالا زیبا از این رودخانه را نداشت، بلکه رویکرد او در این اثر کاملا انتقادی است. گرسکی با ازبین بردن عناصری که او را آزار می داد، مانند ساختمان ها و افراد، با کمک تکنیک های اصلاح دیجیتالی، این فضای انتقادی را ایجاد کرد.

آندریاس گرسکی، راین، 1999

عکس کتابخانه گرسکی، المان های افقی دارای انحنا که به پرسپکتیو رفته است را با ستون ها و نرده های عمودی ترکیب کرده است. سفیدی سقف و روشنایی آن به متعادل کردن فضای تصویر کمک کرده است و گرسکی توانسه هنرمندانه، از آن برای تزریق سکوت به فضای کلی عکس استفاده کند. در عکس 99 سنت، انعکاس اشیاء و بسته ها روی سقف براق مشخص بود اما عکاس در این جا انعکاس کتاب های رنگی و مرتب شده را به پایین عکس منتقل کرده و زمین و کف پوش براق آن عهده دار انتقال این انعکاس است.

آندریاس گرسکی، کتابخانه، 1999

در عکس ساختمان تجارت شیکاگو که یک تصویر بزرگ است، نمایی از ساختمان تجارت شیکاگو به نمایش گذاشته شده است. یک چشم انداز ممتاز و وسیع به هرج و مرج و دیوانگی یک روز عادی در اتاق تجارت شیکاگو، این بهترین وصفی است که بیانگر حالات کلی عکس می باشد. پیچ و خم نرده ها، تلویزیون ها و مانیتورها، کاغذهای سفیدی که روی زمین افتاده است، اجزای لایه های عکس را تشکیل می دهند. به طور کلی این صحنه قطره های ناخوشایند رنگ در نقاشی های جکسون پولارک را به یاد می آورد.

 

جکسون پلارک، 1948جکسون پلارک، 1948

دوربین در جایی قرار دارد که بیننده جزئیات مکان، فعالیت ها و شرکت کنندگان در آن را نمی داند. قصد گرسکی از نشان دادن این موقعیت، صرفا به تصویر کشیدن ساختمان تجارت شیکاگو نیست؛ بلکه او می خواهد سیاره ای مه در آن زندگی می کنیم سرعت عظیم حرکت آن در جهان هستی را به نمایش بگذارد. در سال 2009 نیز این عکس تکرار می شود، با همان هرج و مرج و پریشانی همیشگی.

آندریاس گرسکی، ساختمان تجارت شیکاگو، 1999

 

آندریاس گرسکی، ساختمان تجارت شیکاگو، 1999

آثار گرسکی گویی بازگشتی دوباره به خصلت قدیمی و کنکاش‌گر لنزند. او جزئیات را چنان واضح نشان می‌دهد که مطالعه و جستجو خود به خود پیش می‌آید. انگار انتزاع نقاشانه دامی برای این هدف است تا با نزدیک شدن به اثر این سوال پیش بیاید که میان این همه سفید و سیاه چه می‌گذرد؟ این سفیدپوش‌ها بین این مانیتور‌ها و صندلی‌های شیک چه چیزی را دادوستد می‌کنند؟ این جمع یکدست چه چیزی را قیمت‌گذاری می‌کند؟ کارهای این همه مرد در یک‌جا بر چه چیزهایی موثر است؟ در منطقه‌ای با این همه آشفتگی و با این همه تضاد چگونه بازار این‌چنین یک جنس و یک شکل است؟

گرسکی در این مجموعه از عکس های ماهواره ای با کیفیت بالا استفاده کرده است. گرسکی با تغییر ظاهر بی شکل و غیرقابل درک اقیانوس ها به مرکز آثار و معطوف کردن دیدها به لبه ها و قطعات قاره ها، به دنبال مطرح کردن چیزی فراتر از بازنمایی کیهان، به عنوان یک ساختار منظم است. در واقع گرسکی سعی دارد در این مجموعه، وضعیت جهانی را که دیگر غیرقابل سکونت شده است را توصیف کند. مخاطب با مشاهده این عکس ها دچار یک احساس نا امیدی از تلاش برای بازگرداندن نظم قدیمی کیهان در مواجهه با ویرانی پیشرونده طبیعت می شود.

 

آندریاس گرسکی، اقیانوس1، 2010آندریاس گرسکی، اقیانوس1، 2010

 

آندریاس گرسکی، اقیانوس2، 2010آندریاس گرسکی، اقیانوس2، 2010

 

آندریاس گرسکی، اقیانوس3، 2010آندریاس گرسکی، اقیانوس3، 2010

آندریاس گرسکی، اقیانوس4، 2010آندریاس گرسکی، اقیانوس4، 2010

 

آندریاس گرسکی، اقیانوس5، 2010آندریاس گرسکی، اقیانوس5، 2010

 

آندریاس گرسکی، اقیانوس6، 2010آندریاس گرسکی، اقیانوس6، 2010

 

آندریاس گرسکی، V&R ، 2011آندریاس گرسکی، V&R ، 2011

 

آندریاس گرسکی، بانکوک1 ، 2011آندریاس گرسکی، بانکوک1 ، 2011

 

آندریاس گرسکی، قطر ، 2011آندریاس گرسکی، قطر ، 2011

 

آندریاس گرسکی، بدون عنوان 18 ، 2015

 

آندریاس گرسکی، بدون عنوان 19 ، 2015

 

آندریاس گرسکی، فروشگاه رسانه ، 2016آندریاس گرسکی، فروشگاه رسانه ، 2016